محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

244

خلد برين ( فارسى )

ديندارى را هادى ، امير جمال الدين محمد استرابادى به آن منصب ارجمند سربلند گرديد . همچنين قرابيك برادر خان محمد به حكومت ديار بكر ممتاز و به لقب والاى خانى سرافراز شده گلزار هميشه بهار ملك و ملت به رشحات غمام اهتمام ايشان سرسبز و ريان گشت . و چون فصل زمستان به پايان و كوكبهء سلطان بهار در سنهء احدى و عشرين و تسع مائه به دروازهء گلستان رسيد شهريار جهان عازم سير متنزهات صحراى اوجان گرديد . و چون در آنجا از راه قرب جوار ، شميم روحبخش مراقد قدسيهء آباى نامدار و اجداد بزرگوار به استقبال مشام شوق آن متكى سرير سلطنت پايدار شتافت احرام طواف آن مراقد قدس مطاف بسته عنان عزيمت به صوب صواب دار الارشاد اردبيل تافت و بعد از ورود به آن خطهء خلد مانند به دستور معهود به لوازم طواف و زيارت آن آسودگان رياض قدس قيام نموده در اعطاى اصناف عواطف و الطاف مجاوران آن سدهء سدره مرتبه اهتمام فرمود . و بعد از ادراك سعادت زيارت آن بقعهء قدس منزلت ، ييلاق سهند به ورود آن خاقان ارجمند سربلند گرديده فصل تابستان و موسم خزان را در آنجا به پايان رسانيد و در فصل زمستان ديگر - باره هواى تبريز را به وصول مقدم همايون مشكبيز گردانيده در آن بلدهء خلد نشان طرق قشلاق انداخت . و از كرايم جلايل الطاف بى - منتها در آن زمستان گوهرى گرانبها از درياى سلطنت و جلال به كنار آمده خاقان جم اقتدارش به القاسب ميرزا موسوم ساخت . اما وقايعى كه بعد از واقعهء چالدران روى نمود از آن جمله واقعهء تخلف محمد زمان ميرزاى بن بديع الزمان ميرزاى بن سلطان حسين ميرزا از معسكر ظفر نشان خاقان سكندر شان بود . بيان اين سخن آن است كه چون به اصابهء عين الكمال واقعهء چالدران خال رخسار دولت بىزوال گرديد محمد زمان ميرزاى مذكور خود را از طريق مردمى و رعايت حقوق نعمت دولت ابد مدت دور ديده از موكب همايون شهريار ربع مسكون تخلف گزيد و حشرى بر سر خود گرد آورده لشكر به استراباد كشيد . و چون خبر شور و شر وى به پير -